«ابراهیم ذاکری گورزانگی» بر خلاف رشتۀ تحصیل و تدریسش در دبیرستانهای میناب که درس عربی است، شیفتۀ ادبیات است.
شاعر پرکاری که پنج مجموعه شعر مختلف از او در این سالها چاپ و منتشر شده است.
در شهر زادگاهش او را بیشتر با بومی سرودههایش میشناسند اما کتاب تازۀ او دفتری از غزل است.
ذاکری گورزانگی شعر را ترجمان جاری زندگی تعریف میکند از این رو او و شعرهایش را میتوان بیواسطه به تماشا نشست.
«قاب آینه» عنوان کتاب تازۀ ابراهیم ذاکری است.
همچنان که از عنوانش بر میآید تنها با قابی که ساده و بیپیرایه مینماید میخواهد بازتاب زلال و صادقی از زندگی باشد.
غزلهای این مجموعه تنها در پی همین روایت صادقانه هستند.
فضای تصنع و ساختگی در شعرهای این مجموعه راهی ندارد.
شاعر بی هیچ واسطهای به روایت خود یا زندگی مینشیند، ساده و صمیمانه کلمات را برمیگزیند و ظرف معنا در شعرهایش در نزدیکترین فاصلۀ ممکن به مخاطب قرار دارد.
اعجاز گل شکفته در این قاب آینه
من هستم و دو چشم تو و آب آینه
تصویر خطخطی شده از جابجاییات
از این تکان عشق و تبوتاب آینه
رؤیای آسمانی و خواب ستارهها
هر شب ز چشم من نرود خواب آینه
دادم تمام عشق و دلم را برای تو
روشن شده دلم ز دل ناب آینه
Reviews
There are no reviews yet.