«ماشالله بهگزین» خواستگاه اصلیاش به خوزستان بر میگردد اما شروع فعالیت ادبیاش در میانهی دههی شصت در بندرعباس است.
او در آن سالها با حضور در انجمن ادبی بندرعباس، فعالیتش را با شعر شروع کرد اما در ادامهی راه در کنار شعر، داستان و نمایشنامه را نیز به فعالیتهای ادبیاش افزود.
چاپ و انتشار کتابهایی همچون «سیاوشم در تبعید»، «روایت ناتمام گردآفرید»، «کژدمی خواب تاکستان را در کف دستم نیش میزند» و … از او شاعر و نویسندهای با نگاهی خاص را به ادبیات امروز معرفی کرد.
کتاب تازهی این شاعر و نویسندهی جنوبی به حوزه نمایشنامه تعلق دارد.
«اتاق روشن مینا» نمایشنامهی بلندی در یکصد و هشتاد و هشت صفحه است که روایت داستانی آن در جنوب و مشخصاً «آبادان» اتفاق افتاده است.
متن گرچه فضای یک خانهی بزرگ با مستأجرین مختلف را روایت میکند اما با دقت در میان شخصیتها و تیپهای اجتماعی آنها میتوان دریافت که نویسنده سعی کرده است با بهرهگیری از زبان سمبلیک، داستانش را روایت کند.
Reviews
There are no reviews yet.